اهورااهورا، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 15 روز سن داره
آریا کوچولوآریا کوچولو، تا این لحظه: 10 سال و 8 ماه و 25 روز سن داره

اهورا و آریا نفسهای مامان

خمیر بازی

1394/7/25 12:02
نویسنده : مامان
382 بازدید
اشتراک گذاری

نمیدونم چرا دیگه مثل قبل حوصله مطلب گذاشتن ندارم شایدم به خاطر وضعیتم بی حوصله شدم 

چند وقته میخوام این مطلب رو بذارم اما اصلا حسش نبود

چند هفته پیش ازمون خمیر مجسمه خواستی اما کلا برای هر چیزی هم که خودت خیلی مشتاقی یکی دو روز بیشتر ذوق نداری بعدش دیگه میره جز وسیله های بی استفاده تا اینکه شاید بعد یه مدت یه بار دیگه سراغش بری

خمیر مجسمه ای که خریدی هم همینطور تا دو روز از خودت جداش نکردی الان حتی نمیگی کجاس و سراغشم نمیری 

روز اول چندتا چیز باهاش درست کردی که عکساشو برات میذارم 

 

این مثلا یه آدمه اما نمیدونم دستهاش کجاس تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

اینم به گفته خودت یه پرنده اس خنده

این مثلا پروانه اس اما نمیدونم چه شباهتی به پروانه داره 

اینم گفتی همبرگره(البته فکر کنم منظورت ساندویچ همبرگره) شکلک های شباهنگShabahang

و در آخر آدم فضایی شکلک های شباهنگShabahang(اینو بهتر از بقیه درست کردی) 08700000

 

کلاس زبانم ثبت نامت کردیم که خودت دوست داشتی بری آخه بعضیها میگن برای سن تو زوده ولی خودت علاقه داشتی که بری

تا حالا دو جلسه اش تشکیل شده(روزای 3شنبه و 4 شنبه ساعت 5 تا 6 کلاس زبان داری)

کلاس قرآنتم روزای یکشنبه و 4 شنبه ساعت 3:30 تا 5 که روزای چهارشنبه کار تو سخت میشه از ساعت 3:30 تا 6 کلاس داری

دوسنت نداشتم اینجور پشت سر هم باشه و تو خسته بشی اما دیگه شد 

اینم کتاب زبانت

خیلی وقتها تو خونه تشک و کوسن مبلها همینطور پشتی ها رو جمع میکنی و باهاشون خونه درست میکنی 

این یه نمونه اشه

بعضی وقتها همش میری زیرشون و بیرون نمیای میگی اینجا خونمه شکلک های شباهنگShabahang

تو عکس بالا خودت تو خونه ات بودی

نمایی از خودت تو خونت شکلک های شباهنگShabahang

نمیدونم چطور اون زیر خفه نمیشی 

چند وقت پیش یه شب رفتیم خونه بابام برگشتنی تو ماشین خوابت برد اونم چه شکلی 

تا رسیدیم تو اینجوری خوابیده بودی

البته چندبار خواستیم جا به جات کنیم خودت نذاشتی

 

عزیز دلم با وجود تو و شیطنتهات زندگی ما رنگ و بوی خاصی داره

 ممنون از بودنت

پسندها (3)

نظرات (10)

marzi
26 مهر 94 10:44
سلام عزیزم. خوبی؟ خوشی؟ بچه هات خوبن؟ اهورای با نمک خوبه؟ الهی که سلامت و شاد باشین. 4 سال سن مناسبیه واسه کلاس زبان. ان شاالله موفق باشه.
مامان
پاسخ
سلام عزیزم ممنون شما خوبین؟ وای هنوز عادت ندارم به جمله بچه هات خوبن ممنون عزیزم همچنین شما حالا گذاشتمش تا ببینم چی میشه فقط بدیش اینه که از همون اول با جمله براشون شروع کردن برای بچه این سنی که هیچی بلد نیست خیلی سنگین و سخته
هدی (مامان آرش)
26 مهر 94 21:47
عزیزم چه بامزن چیزیایی که درست کرده.پروانش شبیه یه چیزی بود،الان هرچی فکر میکنم یادم نمیاد شبیه چی بود! اگه آرش اینطوری ریخت و پاش کنه حسابی کلافه میشم. خوب تو این حالت خوابیده!چطور خسته نشده.
مامان
پاسخ
منم از خونه به هم ریخته بدم میاد و کلافه میشم اما بعضی وقتها میگم مشغول باشه اشکال نداره تازه کلی ذوق میکرد تو خونش
هدی (مامان آرش)
26 مهر 94 21:48
آها پروانش شبیه کانگرو هست بنظرم.
مامان
پاسخ
نمیدونم دقت نکردم تا برم ببینمش دوباره
مامان یسنا
27 مهر 94 12:41
سلام دوست خووووووبم ... چه خبر؟ خوبی عزیزم؟ واااای چقد دلم تنگ شده بود براتون بچه ها ازخمیر بازی خوششون میاد .تا الان چند تا خمیر برای یسن خریدم. رنگاش قاطی میشه بد میشه. آخه اون پروانه هه هنوز کرمه و از پیلش بیرون نیومده واسه همین شبیه پروانه نیست ساندویچ و آدم فضاییشم خوشکلن آفرین به اهورای قشنگم که میره کلاس زبان ... خوب هست برای سنش؟ از تجربیاتت بگو برام اگه نتیجه گرفتی منم یسنارو بفرستم ماشالا بهش که میره کلاس قرآن من که فعلا تو همون باشگاه موندم... دارم تلاش میکنم بمونه ... اصلا مهم نیست حرکت یاد بگیره فقط با بچه ها باشه برام کافیه. اوه اوه چه خونه ای ... یعنی واقعا تو خونه ست؟ عزیز دلممممم ... ببین چطور خوابش برد قربون توراهیه بشم من... حالش خوبه؟ لگد میزنه؟ راستی اسم انتخاب کردی؟ خودت چطوری؟ راحت هست بارداریت؟ یعنی میگی دست بکاربشم؟ خخخخخ
مامان
پاسخ
سلاااااام عزیزم خوبی؟یسنا خوبه؟منم دلم براتون تنگ شده بود این کلاس قرآن که میبرمش خیلی خوبه فعلا دارن حروف الفبا رو با شعر و بازی یادشون میدن اهورا هم خیلی کلاسشو دوست داره اما زبان که فعلا دو جلسه بردمش تا اینجا خودم خوشم نیومده اصلا از پایه و الفبا شروع نکردن از اول و جمله که خیلی سخته برای سن اینها که هیچی هم بلد نیستن فعلا که شهریه دو ماه رو دادم و خودش دوست داره میبرمش اما اگه هر وقت حس کنم اذیت میشه دیگه نمیبرمش راستش خودم کمی اذیتم اما با هر تکونش کلی ذوق میکنم و اذیتهاش یادم میره بنظرم زودتر دست به کار شو هرچه تفاوت سنشون کمتر باشه خیلی بهتره تازه بنظرم فاصله سنی اهورا با داداشش زیاده
مامان کارن( رزیتا )
4 آبان 94 9:42
خیلی جالب بود مجسمه های خمیریش
مامان
پاسخ
ممنون خاله
مامان یسنا
13 آبان 94 13:07
خصوصی
مامان
پاسخ
رویــــا
17 آبان 94 8:52
سلام عروسکم....خدارو شکر که از شر گچ دستت خلاص شدی ایشالله هیچ وقت از این تجربه ها به سراغت نیاد قندو عسلممامان گلم خوبی عزیزم؟چشم و دلت روشن نازنینم راستشو بخوای یه وقتایی منم توی نگارش وبلاگ بی حوصله میشم و بعضی وقتا هم اصلا وقت نمیکنم به وبلاگ سر بزنم ولی بعد که فکر میکنم و میبینم وقتی عروسکام بزرگ شدن و یه یادگاری از مادرشون براشون میمونه چه خوب که بیام دنبالش رو بگیرم فقط و فقط به خاطر شکوفه هام شما هم سعی کن یه یادگاری بکر از خودت برا اهورا جان داشته باشی عزیزم عزیزم من اپم ...حتما پیشم بیآآآآآآآ
مامان
پاسخ
سلام عزیزم خوبی؟یه مدته اصلا حوصله آپ کردن ندارم در صورتیکه قبلا تند تند آپ میکردم حتما میام عزیرم خوشحالم کردی با اومدنت
رویــــا
17 آبان 94 8:53
خصوصی داری مامانی گلم
مامان
پاسخ
ممنون عزیزم
کوثر
23 آبان 94 15:04
سلام چهقدر ادم فضاییه قشنگی ساخته
مامان
پاسخ
سلام وااای خدایا کوثر اومده چه عجب از این طرفها خانوم ممنون عزیزم
مامان بردیا شیطون
22 آذر 94 14:26
افرین به این پسر کوچولو
مامان
پاسخ
ممنون عزیزم